تحقیق درباره برزخ کجاست؟

تحقیق درباره برزخ کجاست؟

تحقیق درباره برزخ کجاست؟

↓↓ لینک دانلود و خرید پایین توضیحات ↓↓

فرمت فایل: word 

 (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحات:17

 

 

قسمتی از متن فایل دانلودی:

برزخ کجاست؟

برزخ به جایی اطلاق می شود که انسان نداند تکلیفش چیست. در ادبیات دینی هم جایی است میان دنیا و آخرت. بی تکلیفی حرف اول و آخر در برزخ است. با این تعریف به  جایی که انسان می تواند با کمی تحقیق بداند حق در کجا و نزد کیست برزخ اطلاق نمی شود.

 

ارتباط با برزخ

وقتی انسان به حال احتضار درآمد و مرگش نزدیک شد، غالباً چشم برزخی او باز می‌شود و افراد یا مناظری را می بیند و پس از آن هم از دنیا می رود، ولی بعضی از افراد بوده اند که تا این مرحله رفته اند و خداوند دوباره آنها را به دنیا برگردانده است و زنده نگاه داشته است.

 

یکی از علماء سامراء در حال احتضار

یکی از کسانی که از حال احتضار به دنیا برگشته، یکی از علماء سامراء است که می گوید:  به مرض حصبه مبتلا شدم. مرا برای معالجه به کاظمین بردند و از بغداد، طبیبی برای من آوردند. داروهای او هم اثری نکرد و من لحظات آخر عمر خود را می‌گذارندم. ناگهان دیدم حضرت عزرائیل با لباسی سفید و بسیار زیبا وارد شد و بعد از او رسول اکرم و امیراالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن مجتبی و امام حسین صلوة الله علیهم به ترتیب وارد شدند و نشستند. من با آن انوار پاک مشغول صحبت بودم که دیدم مادرم از پله ها بالا رفت و روی پشت بام رو کرد به گنبد مطهر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و شفای مرا از امام خواست. در این حال دیدم امام هفتم هم به اطاق ما تشریف آورد و شفای مرا از حضرت رسول اکرم تقاضا کرد. رسول خدا هم به عزرائیل فرمود:«حالا برو تا زمان دیگری که خداوند مقرر فرماید!» همین که مادرم از پله ها پائین آمد، من نشستم و گفتم:«چرا نگذاشتی من بروم؟ می‌خواستم همراه پیغمبر اکرم بروم. چرا جلوی مرا گرفتی؟!»

 

گشت و گذاری در عالم برزخ

         در مقام انسانيت همين بس كه خداوند فرمود:« فتبارك الله احسن الخالقين » پر بركت و مبارك است خدايي كه از خاك وگل موجودي را آفريد وبه او اين استعداد را داد تا بهترين مخلوقش باشد وتاج كرامت رابر سرش نهاد . همان موجودي كه با نيروي تفكر توانسته آسمان و كوه ودريا و...را به تسخير خويش درآورد.انساني كه مي تواند از طريق عبوديت و انجام وظايف و زهد و تقوي به كمال انساني خود برسد. اما به راستي موجودي با اين عظمت چرا در انديشه تكاثر به مال وتفاخر به مقام و نفرات و نژاد و رنگ وثروت و... زندگي دنيوي و اخروي خود را به تباهي مي كشد ؟! آيا او نمي داند همه اينها در معرض فنا و نابودی است و راه گریزی از این قانون فنا و دگرگوني وجود ندارد؟! آيا بهتر نيست به جاي افتخار به موهومات باطل گهگاه به قبرستان رفته و با نگاه عميق وچشم بصيرت از قبور صاحبان قدرت پند بگيرد و با زبان دل از حال آنها جويا شود و باگوش دل پاسخ آنهارا بشنود؟! بياييم خود را با ياد مرگ ، زندگي اخروي و جاويدي كه هيچ راه فراري از آن نيست متنبه سازيم و بازندگي برزخيان كه روزي شايد همين امروز، سرنوشت ما با آنان گره خواهد خورد آشنا شويم و از خدا بخواهيم مرگ را برايمان مبارك گرداند وما را در سختيهاي مرگ وعالم قبر وبرزخ ياري فرمايد. (اللهم اعوذبك من نارك)

و....